علیرضا زارعی ظفرآبادی

با نوشتن، بیشتر زندگی میکنم.

علیرضا زارعی ظفرآبادی

با نوشتن، بیشتر زندگی میکنم.

او چند ثانیه ای حبس من بود

از ازل با قاشقی دیوارهای مرا میکند

حالا در ابد

من پرم

از کسی که مرا خالی کرد.

تیرماه ۱۳۹۸

فرض کن

من

یک درخت باشم

عاشق

از بس به دنبال معشوقم می دوم

یک روز خم می شوم

تا زیر سایه ی خودم بنشینم.

مرداد ماه ۱۳۹۸

من

نهالی بی برگ

در ماراتن عبور 

ریشه هایم را می دوانم

تا انتهای تو.

مرداد ماه ۱۳۹۸

 

 

زخم بستر گرفت

جاده ای که به رفتن

پافشاری می کرد.

شهریور ماه ۱۳۹۸

دیر یا زود

دریا از من کوچ می کند

باید به ماهی ها

پرواز را بیاموزم.

مهر ماه ۱۳۹۸

 

 

مثل آب در رگ رود

می گذری اما

از تو زنده ام.

آبان ماه ۱۳۹۸

ابر های سیاه در راه اند

ماهی ها را

یکی یکی

بر سنگ های بیابان می کارم.

اردیبهشت ماه ۱۳۹۹

اینک

تازیانه بر باد

به آواز ستاره ای

می رقصیم

تنهایی مان را

من

و سایه ام.

شهریورماه ۱۳۹۹