علیرضا زارعی ظفرآبادی

با نوشتن، بیشتر زندگی میکنم.

علیرضا زارعی ظفرآبادی

با نوشتن، بیشتر زندگی میکنم.

روزنوشته ها

فهمیدن یا فهماندن

منبع تصویر

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را

به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

بده ساقی می باقی که در جنت نخواهی یافت

کنار آب رکناباد و گلگشت مصلا را

فغان کاین لولیان شوخ شیرین کار شهرآشوب

چنان بردند صبر از دل که ترکان خوان یغما را

ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی ست

به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روی زیبا را

من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم

که عشق از پرده ی عصمت برون آرد زلیخا را

اگر دشنام فرمایی و گر نفرین، دعا گویم

جواب تلخ می زیبد لب لعل شکر خا را

حدیث از مطرب و می گوی و راز دهر کمتر جو

که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را

نصیحت گوش کن جانا که از جان دوست تر دارند

جوانان سعادتمند پند پیر دانا را

غزل گفتی و در سفتی بیا و خوش بخوان حافظ

که بر نظم تو افشاند فلک عقد ثریا را

 

غزل از کتاب سیصد و شست و پنج روز در صحبت حافظ

حسین محی الدین الهی قمشه ای

 

 

به نظرم حافظ طوری حرف می زند که من هر آنچه را که می خواهم، بفهمم و صرفا سعی در فهماندن نکته ای خاص به من ندارد.

اینگونه هر کس در هر جایگاهی می تواند با او هم نشین شود بی آنکه از نظر فهم ادبی احساس ضعف یا قدرت کند.

درج دیدگاه