علیرضا زارعی ظفرآبادی

با نوشتن، بیشتر زندگی میکنم.

علیرضا زارعی ظفرآبادی

با نوشتن، بیشتر زندگی میکنم.

روزنوشته ها

مست شوید

خیلی وقت پیش شعری از بودلر را در اینستاگرام خوانده بودم. یادم می آید که به محض خوانشش چراغی در سرم روشن شد و به تمام کارهای جوگیرانه ی گذشته ام اندیشیدم:

نشستن و پنج ساعت شعر خواندن و سرودن و کاغذ های سیاه شده.

هفت ساعت نقاشی کشیدن و در نهایت بوم تکه پاره شده.

شب تا صبح را در حالت شیدایی درس خواندن و گاهی از فرط شوق جیغ زدن.

بی هوا رفتن به بیمارستان و یادگرفتن از هرکسی که رد می شود( از آن خواهم نوشت)

سه چهار ساعت زیرباران مدام قدم زدن و گوش دادن به صدای باران.

ساعت ها هم نشینی با دوستی که تورا همان گونه که هستی بپذیرد.

و…

بعضی از این ها شاید برای خیلی ها دیوانگی به نظر برسد و برای بعضی ها طبیعی.

اما برای من لذت محض اند.

تنها چیزی که از آن شعر یادم مانده بود، عبارت “مست شوید” بود.

حال این خود شعر است، بخوانیم و مست شویم:

هماره مست باید بود

هرچه هست این است

تنها همین…

تا حس نکنید بار هولناک زمان را

که شانه ها را خرد و پشت را خم می کند

باید هماره مست شوید

از چه اما؟

شراب، شعر، تقوا؟

از هر آنچه بخواهید

تنها مست شوید

و زمانی اگر

بر پلکان قصری

بر سبزه زار دره ای

در خلوت اندوهبار اتاق

از خواب برخاستید

مستی کاستی یافته

یا که از سر پریده بود

از باد و موج و ستاره، از پرنده و زمان

از هرچه می گریزد و می نالد و سخن می گوید

بپرسید چه وقتی ست؟

باد و موج و ستاره ، پرنده و زمان

همه می گویند وقت مستی ست

مست شوید تا برده ی شهید زمان نباشید

مست شوید،

هماره مست شوید

از شراب،شعر،تقوا

از هر آنچه بخواهید…

شارل بودلر

گل های رنج

برگردان از محمدرضا پارسایار

نشر هرمس

۲ دیدگاه
  • نیکنام محمدی ۱۷:۳۱ آبان ۲۸, ۱۳۹۹ پاسخ
    ۱

    بسیار عالی علیرضا جان لذت یردم

  • Alireza ۱۹:۴۷ دی ۶, ۱۳۹۹ پاسخ

    زندگی زیباست، تماشاییست!
    چرا زیبا نمی بینیم؟
    چرا گاهی به پای این همه خوبی نمی شینیم؟
    چرا با هم نمی خندیم؟
    مگر دنیا چه کم دارد؟
    ببین این آسمان آبی ست
    ببین دنیای ما آکنده از پاکی ست
    و خوبی تا ابد پاینده می ماند
    تو باور کن
    همین کافی ست …!

درج دیدگاه