علیرضا زارعی ظفرآبادی

با نوشتن، بیشتر زندگی میکنم.

علیرضا زارعی ظفرآبادی

با نوشتن، بیشتر زندگی میکنم.

روزنوشته ها

از کدام بگویم؟

شهریور ۱۹, ۱۳۹۹ مشق زندگی من

سلام

می خواهم شعر بخوانم.

هایکو.

آسمان صاف پاییزی

هزاران گنجشک

صدای بال ها

شیفته گونه ی بزرگ،ریوکان تایگو، ترجمه:ع.پاشایی

نه،نه،امشب نمی شود شعر خواند.

شعر مثل چاقویی ست تیز که باید ببرد، امشب آن چاقو تیز نیست.

این گونه شعر خواندن، دور ریختن واژه هاست. حیف و میل می شود. نخوان.

ترجیح می دهم بنویسم.

از چه؟

از عطر گل های لاله عباسی که همزمان با صدای ناله های توله سگی که مادرش را می جوید به من می رسد؟

از گل های ختمی به عزا نشسته یا ازمهتابی که امشب نیست و بی خبر به ناکجاآباد رفته است؟

از کدام بگویم؟

(پدرم آمد)

-علی رضا!

-بله.

-ماه را نگاه کن.

-ماه؟ ماه امشب در آسمان نیست.

-ایناها، این جا،بلند شو بیا.

-کو؟ کجاست؟(بی اعتنا پاسخ دادم)

دستش را دراز کرد و من طول بازو تا انگشت اشاره اش را طی کردم.

-نگاه کن چه زیباست.

-سکوت کردم.

ماه

به چشمش

خون نشسته است.

شاید از من ناراحت است

شاید از دیوارها.

درج دیدگاه