علیرضا زارعی ظفرآبادی

با نوشتن، بیشتر زندگی میکنم.

علیرضا زارعی ظفرآبادی

با نوشتن، بیشتر زندگی میکنم.

روزنوشته ها

غرق شدن

به جرات می توانم بگویم که امروز یکی از بهترین روزهای عمر من بوده است.

نه جایزه ای گرفتم،

نه هدیه ای،

نه موقعیتی خاص نصیبم شد

و نه هیچ کدام از معیارهایی که معمولا برای شادمانی موقت مان بهانه قرار می دهیم.

به هیچ مهمانی خاصی نرفتم

و هیچ کس به خانه مان نیامد.

هیچ غذای خاصی نخوردم

و هیچ نوشیدنی خاصی ننوشیدم.

تنها و تنها و تنها یک دلیل دارم و آن

غرق شدن

است.

اگر درس میخواندم، صدای در را که در پنج متری ام قرار دارد نمی شنیدم و بعد از آنکه پدرم آمد و پرسید که: آیا در میزنند؟ از جا پریدم.

اگر به باله ی دریاچه ی قوی چایکوفسکی گوش می دادم، در موج نت ها غرق بودم.

اگر پاتولوژی می خواندم( آخر من پاتولوژی را درس به حساب نمی آورم. پاتولوژی چیزی بیشتر از یک درس برای رشته ی پزشکی ست.جایی ست که میتوان آسوده دل به دریا زد) هیچ چیز را حس نکردم.

وقتی که روزت را در محیط و شرایط مناسب با کارهایی که هم وزن توانایی هایت هستند و آن قدر دوست داشتنی اند که هوس شروع کردنشان به تو اجازه ی ذره ای اهمال کاری ندهد، می گذرانی می توانی غرق شدن را تجربه کنی.

من امروز غرق شدم.

امیدوارم که با هم این روزها را بیشتر تجربه کنیم.

درج دیدگاه