علیرضا زارعی ظفرآبادی

با نوشتن، بیشتر زندگی میکنم.

علیرضا زارعی ظفرآبادی

با نوشتن، بیشتر زندگی میکنم.

روزنوشته ها

اولین تجربه ی بالینی من

شهریور ۹, ۱۳۹۹ مشق زندگی من

فرض کنید اولین بار است که می خواهید یک کار بالینی انجام دهید، دوست دارید چه کاری باشد؟

سرم وصل کردن؟

آمپول زدن؟

شنیدن صدای قلب بیمار؟

معاینه ی سطحی Abdomen

معاینه ی دهان و گلو؟

کدام یک؟

این ها تقریبا کارهای لوکسی هستند که یک دانشجوی پزشکی در اولین تجربیات بالینی اش می تواند انجام دهد.

فکر می کنید اولین تجربه ی من چه بود؟

امروز در بیمارستان فقیهی رضا و امیر را ملاقات کردم.

مردی تقریبا چهل و پنج ساله به علت Sigmoid vovulus قسمتی از روده اش گره خورده , انسداد آن ناحیه موجب بزرگ شدن قسمت قبلی روده شده بود. علاوه بر این خون رسانی آن منطقه باعث Ischemia و در نهایت Necrosis ناحیه شده بود.

تصویر زیر یک Sigmoid volvulus را با الگوی U وارونه و هم چنین Coffee been sign نشان می دهد. درست مانند یک دانه ی قهوه ی بزرگ.

منبع تصویر

عمل جراحی آن مرد اما ،شامل برداشتن قسمت نکروز شده و وصل کردن قسمت های باقی مانده یا Anastomosis بوده و بیمار پس از جراحی در بخش بستری شده بود.

از عدم توانایی اش در دفع مدفوع گله داشت(constipation) ،نمی توانست دفع کند.

البته این اتفاق برای دوران بعد از عمل طبیعی ست. ما می بایست کار اورا در دفع آسان می کردیم.

رزیدنت سینیور به اینترن ( امیر) گفت:

-برایش هر یک ساعت به مدت یکی دو دقیقه TR ) Toucher Rectal) کنید. باید شکمش راه بیفتد.

من به پاهای مرد نگریستم.

لکه های کوچک تیره رنگ زیادی در ناحیه ی Ankle داشت.

آن جا هیچ کاره بودم.

احساس کنجکاوی ام داشت فوران می کرد.

همه کاره شدم.

پرسیدم:

-این لکه های روی پایش چیست؟ علتش چیست؟

رزیدنت گفت:

-بیمارعلاوه بر volvulus با Behcet نیز دست و پنجه نرم می کند. می دانی که Behcet چیست؟

-نه، دقیقا نمی دانم ، فقط اسمش را شنیده ام.

-Behcet یک بیماری Autoimmune است که می تواند باعث vasculitis شده و در نهایت در قسمت های مختلف مثل همین پا علائمی پوستی چون Ecchimosis بدهد. اگر می خواهی بعدها پوست بخوانی در این باره تحقیق کن.

من که از پاسخ او و ارضای حس کنجکاوی خویش خوشحال شده بودم گفتم:

-پوست که نه، اما فکر کنم با داخلی هم مرتبط باشد.

-بله بله، با داخلی نیز مرتبط است.

-چرا که نه؟ الان جستجویش می کنم.

فکر کنم فهمید که به رشته ی داخلی علاقه مند شده ام اما خودم که می دانم:

با شیرین شیرین گفتنت فرهاد نمی شوی!

باید بیشتر با محیط بالینی و کارهای بالینی آشنا شوم ، آن موقع تصمیم خواهم گرفت.الان زود است. خیلی زود است.

رزیدنت به سراغ دیگر بیماران رفت و وقتی کارشان تمام شد من، امیر و رضا به نیمکتی در کنار باغچه .و ماه پناه بردیم .

ماه در شش چشم ما جاری و با لبخندمان دریا شد.

پس از هم نشینی کوتاهی رضا مارا ترک کرد و امیر گفت:

-آماده ای برای TR؟

-من؟ TR؟

-آره ،ژل را به انگشتت زده و با پد انگشت اشاره ات آغاز می کنی. انگشتت را به آرامی وارد مقعد کرده به مدت یکی دو دقیقه انگشت را به آرامی می گردانی.این گونه می توانیم حرکات روده اش را باز گردانیم.

-باشد، این هم اولین تجربه ی بالینی من.

همان گونه که امیر گفت این کار را انجام دادم. آن داخل گرم بود .در راست روده اش می شد پروستات را به خوبی لمس کرد که درست به نرمی ناحیه Tenar کف دست بود.

امیر گفت:در سرطان پروستات ممکن است این نرمی تبدیل به سفتی سنگ یا حتی نودولار شود.

دهان من باز ماند.

مرد کمی درد را تحمل کرد و درنهایت کارمان تمام شد.

درباره ی Volvulus خواندم.

درباره ی Behcet خواندم.

این تجربه برای امروزم کافی ست.

ساده بگویم:

روزم به خیر شد.

درج دیدگاه