علیرضا زارعی ظفرآبادی

با نوشتن، بیشتر زندگی میکنم.

علیرضا زارعی ظفرآبادی

با نوشتن، بیشتر زندگی میکنم.

روزنوشته ها

مغز ها را باید شست

تیر ۲۳, ۱۳۹۹ مغز

سوال:

  • ما انسان ها چطور می بینیم؟
  • با کدام قسمت از بدنمان؟

اولین بار وقتی که به خواهر زاده و برادرزاده های کنجکاوم قسمت های مخلف بدن را آموزش می دادم از آن ها پرسیدم:

  • ما با کدام قسمت از بدنمان می بینیم؟
  • یکی گفت: قلب
  • یکی گفت: مغز

آن روز منظور من چشم بود و فکر نمی کنم آن یکی که گفت مغز، پاسخ خود را بر اساس مقالات ژورنال های Science یاNature بیان کرده باشد. اما در آن هنگام با حیرت زدگی از پاسخ آنها به این فکر افتادم که:

  •  ما واقعا چگونه می بینیم؟
  • چطور می شود که بعضی چیزها را زیباتر می بینیم،بعضی ها را زشت تر؟
  • آیا پیرامون خود را آن طور که هست می بینیم؟

این تصویر چه رنگی ست؟

منبع تصویر

به این پاراگراف توجه کنید:

Next, consider another question: “Is an apple red?” This is also a riddle, but less obviously so than the one about the falling tree. Again, the common-sense answer is yes, the apple is red (or yellow or green if you prefer). The scientific answer, however, is no. “Red” is not a color contained in an object. It is an experience involving reflected light, a human eye, and a human brain. We experience red only when light of a certain wavelength (say, 600 nanometers) reflects from an object (in the midst of other reflections at other wavelengths), and only while a receiver translates this contrasting array of light into visual sensations. Our receiver is the human retina, which uses its three types of photoreceptors, called cones, to convert the reflected light into electrical signals made meaningful by a brain. In a retina that’s missing a medium or long cone, light at 600 nanometers is experienced as gray. And in the absence of a brain, there is no experience of color at all, only reflected light in the world

برشی از کتاب How Emotions are Made: The Secret Life of the Brain

ترجمه ی آزاد قسمت های مرتبط با موضوع:

آیا یک سیب قرمز است؟

پاسخ عام مثبت است. یک سیب قرمز است.

پاسخ علمی منفی است.

قرمز یک رنگ نیست که جزئی از یک جسم باشد. این یک تجربه شامل بازتاب نور، چشم  و مغز انسان است.ما رنگ قرمز را فقط هنگامی تجربه می کنیم که طول موجی مخصوص ( ۶۰۰نانومتر) از یک جسم بازتاب می کند و تنها یک گیرنده ( شبکیه یا رتینا) در چشم ما آن را به سیگنال های الکتریکی تبدیل کرده و به  Visual systemتحویل  می دهد.

لطفا به تصویر زیر بنگرید:

منبع تصویر

تنها در حدود عدد ۶۲۰ ما مفهومی به نام رنگ قرمز خواهیم داشت.اگر به ۴۹۵ یا ۳۸۰ توجه کنیم هیچ رنگ قرمزی مشاهده نخواهیم کرد.فکر می کنید چرا؟

نور بر این صفحه می تابد ،بازتاب آن نور به چشم ما برخورد کرده و پس از گذشتن از بخش های مختلف چشم( اعم از قرنیه ،زلالیه،عنبیه،عدسی و زجاجیه) به صفحه ی گیرنده های الکترومغناطیسی که همان شبکیه یا رتینا نام دارد می رسد.در آن جا در قالب یک سری پیام های الکتریکی به قسمت های مختلف مغز مخابره شده و در نهایت  ما یک چیز میبینیم.

این چیز چیست؟

این جاست که ما مفهوم رنگ قرمز را تحت تاثیر  ارتباط با انسان های دیگر می سازیم. در واقع حضور انسان هاست که به ما در ساخت مفاهیم کمک میکند .تصور کنید که از زمان تولد هیچ انسانی را ندیده باشید، در این صورت مفهوم رنگ قرمز برای شما وجود نخواهد داشت و اگر کسی به شما بگوید این شی(سیب) قرمز است احتمالا به ریش او می خندید.

پیشنهاد میکنم برای فهم بهتر موضوعTED Talk دونالدهافمن را ( آیا ما واقعیت را آن طور که هست می بینیم؟) ببینید.

بنابراین اگر شیئی را روبرویمان قراداده و واژه هایی را به آن نسبت دهیم ، دلیل نمی شود که آن شی دقیقا همان واژه باشد.در واقع این ذهن ماست که مفهوم آن شی را تحت عنوان یک واژه  می سازد.

صبر کن ببینم.حالا بیا سری به دنیای ادبیات بزنیم.

  • در جایی وحشی بافقی می گوید:

اگر در دیده ی مجنون نشینی

به غیر از خوبی از لیلی نبینی

در واقع لیلی یک انسان مثل بقیه ی انسان هاست، اما چرا مجنون این نظر را ندارد؟

  • آندره ژید نیز در کتاب مائده های زمینی (Les nourritures terrestres) جمله ای زیبا را مطرح میکند:

ناتانائیل! ای کاش عظمت در نگاه تو باشد نه در چیزی که به آن می نگری.

ترجمه پروز داریوش، جلال آل احمد

  • یا در مناجات خواجه عبدالله انصاری که:

الهی ، به بهشت و حور چه نازم، مرا دیده ای ده که از هر نظر بهشتی سازم.

  • سهراب سپهری می پرسد:

گل شبدر چه کم از لاله ی قرمز دارد؟

اگر به طبیعت بنگریم در واقع هیچ اصلی وجود ندارد که یک گیاه باارزش باشد یا هرز.

  • برای ما یک شاخه رز هرز محسوب می شود اگر در مزرعه ی گوجه فرنگی  روییده باشد.
  • برای ما یک شاخه ی زر هدیه ای ارزشمند محسوب می شود اگر در دسته گلی قرارگرفته باشد.

اگر از نسبت دادن نمادها و استعاره ها صرفنظر کنیم شاید سهراب می گفت:

مغز هارا باید شست، جور دیگر باید دید.

درج دیدگاه