علیرضا زارعی ظفرآبادی

با نوشتن، بیشتر زندگی میکنم.

علیرضا زارعی ظفرآبادی

با نوشتن، بیشتر زندگی میکنم.

روزنوشته ها

روستای پرستوها

تیر ۱۰, ۱۳۹۹ مشق زندگی من
  • ساعت شش عصر بود.یک تکه از فروردین ماه.  پس از حدود دوازده ساعت کوهنوردی در ارتفاعی که  ابرها  به  پابوست می آیند ،روستایی را دیدم. چسبیده به صخره ها. روستایی از گل. پر از پرواز، پر از تکاپو، پر از امید،  پر از زندگی.

روستای پرستوها.

  • مدتی خانه مان تحت تعمیر بود.ما از آنجا نقل مکان کردیم. یک روز رگه هایی از گل را روی چوب پرده ها، بالای پنجره دیدم.بعد از چند هفته درست در همان مکان با این تصویر روبرو شدیم:

مثل اینکه  در غیاب ما کسانی بودند که در خاطره ی ما زندگی کنند.

مادرم گفت:

بهتر است صبر کنیم تا بزرگ تر شوند، خودشان بروند. بعد از آن به خانه برگردیم.

درست مثل اینکه خانه را اجاره داه بودیم، اما با چه قیمتی؟

به قیمت تولد؟

به قیمت زیستن؟

به  قیمت پرواز؟

راستی

خانه تان را چند اجاره می دهید؟

درج دیدگاه