علیرضا زارعی ظفرآبادی

با نوشتن، بیشتر زندگی میکنم.

علیرضا زارعی ظفرآبادی

با نوشتن، بیشتر زندگی میکنم.

روزنوشته ها

سرطان سوال

تیر ۷, ۱۳۹۹ مغز

اولش از خودم می پرسیدم:

  • من کی ام؟ این جهان کجاست؟ کی شروع شد؟ چطور داره حرکت میکنه؟ کی میخواد تموم شه؟

ظاهر فلسفی این سوالات باعث می شد که من هر وقت درگیرشان می شدم با کارهای دیگری سرخودم را گرم کرده تا ذهنم درگیر نشود.در واقع این سوالات در دوران نوجوانی من مطرح بودند و اخیرا سوالاتی مشابه اما  ملموس تر برایم مطرح شد:

  • چطور فکر میکنی؟ چه اتفاقی می افته وقتی که سرجلسه ی امتحان به یه سوال پاسخ میدی؟
  • چطور حس میکنی؟ چه اتفاقی می افته که تا به فکر مادر میفتی آروم می گیری؟
  • دنیا رو چطور میبینی؟چی میشه که گاهی یه گل رو چندین دقیقه رصد میکنی انگار که اولین بارته گل میبینی؟
  • تفکرات ما چطور ساخته میشن؟ احساسات ما چطور؟
  • خشم از کجا می آد؟ عشق از کجا؟ شادی چطور؟

این بار هم خواستم با همان روش قبل صورت مسئله را پاک کنم اما این سوالات تنها یک فکر نبودند بلکه دغدغه بودند.

وقتی مسئله ای تبدیل به دغدغه ی یک انسان شود،تمام انرژی و حواس او را به خود اختصاص داده و تقریبا او را از کار و زندگی باز می دارد.این بار فرق میکرد،سوالات زیاد می شدند،بدون هیچ نظمی و ترتیبی ،سوال پشت سوال،درست مثل سرطان.

با خودم میگفتم:

  • یعنی همیشه همین سوالات باید کار و زندگی من باشن؟
  • چطور باید به پاسخ این سوالات برسم؟

چقدر هیجان انگیز می شه اگه هر یک از سوالاتم رو به ده یا بیست سوال اساسی تر تبدیل کنم.آخه می دونی؟ کسی که مطلبی رو بخونه و بعد از مطالعه اون تعداد سوالاتش کمتر از قبل باشه،یا اون مطلب رو نفهمیده یا اصلا  مطلب ارزش خوندن نداشته.

(البته در این  جا منظور من مطالب علمی ست)

  • بیا یه کار کنیم: یه پیش فرض لازم داری تا بتونی مسیرت رو شفاف تر ببینی و از عقاید غیر علمی دور بشی .این پیش فرض چی می تونه باشه؟

« همه چیز در این جعبه ی استخوانی ست،درست همین جا ، بالای تنت»

 

  • خب،حالا که چی؟ تو این جعبه مغزه، مغز رو چطور بفهمم؟ از اون مهم تر ،چطور ارتباط مغز رو با تک تک سازمان های بدن درک کنم؟ ارتباط مغز با دنیای بیرون رو چطور؟ اصلا ارتباطات درون خود مغز رو چطور میشه فهمید؟

 

این جا بود که دست خودم را یک کاسه کرده و گفتم:

«هر چیز که به مغز ربط داشته باشد به من هم ربط دارد،حتی مغز گردو»

منبع تصویر

آه،حالا خیالم کمی راحت تر و مسیر برایم روشن تر  شد.نمی دانم چند سال عمر خواهم داشت اما فکر می کنم ارزش این را دارد که وقف کنکاش در نورون ها(سلول های عصبی)شود. لااقل ارزش این را دارد که بعد از من دیگران بگویند:

  • «خب، علیرضا زارعی این اشتباهات را کرد،ما دیگر تکرارشان نمی کنیم»

همین که از بعضی اشتباهات دیگران جلوگیری کنم خود هنر بزرگی محسوب می شود.

 

 

درج دیدگاه